مسافر تنهايي
ای کاش می شد فهمید در دل آسمان چه می گذرد، که امشب با ناله ای بغض آلود بر دیار این دل خسته ، اشک می ریزد
همه جا خاموش است
روشنی در کار نیست پیش رویم تاریک . دلم از انگیزه تهیست دل و جانم خسته است در گلویم بغضیست به تلنگر ترکیدن شده است کارش پروبالم سنگین است شوق پرواز انگار شده در من خاموش چه زیبا گفت آن اهل کاشان " تا شقایق هست زندگی باید کرد " بی شقایق شده ام زندگی سخت است
نوشته شده در ۱۳٩٠/۳/٢۳ساعت
۱:۱۳ ق.ظ توسط سیدمهدی رضوی نظرات () |
| Design By : Night Skin |

